تبليغاتX
كلام
مطالب اجتماعی،علمی،فرهنگی و دل نامه
 چرا...؟

...چراهای زندگی من...

«قسمت اول»

چرا؟

سلام.

توی زندگی همه افراد سوالات زیادی بوجود میاد که خیلی هاشو ن مهم و خیلی هاشون اتفاقی و نچندان مهم هستند. منم امروز می خوام شمارو به اتاق سوالات ذهن خودم دعوت کنم تا ارتباطی با شما برقرار کرده تا شاید بتونم از این طریق پلی از دریچه افکار شما به اتاق سوالات ذهن خودم بزنم .

لطفا منو در پیدا کردن پاسخها یاری نمایید.

۱-چرا توی موضوع انشاء «علم بهتر است یا ثروت» همه یا قریب به اتفاق میگن علم بهتر است اما بعدا در گوشی میگن کی گفتی ثروت از علم کمتره؟!

۲-چرا میگن علم پایان ناپذیره اما مدارک دانشگاهی فقط تا دکتراست؟

۳-چرا قبل از اینکه بارون بیاد بوی بارون میاد؟

۴-چرا پاهای آدما توی کفش بو میگیره؟

۵-چرا خون نجس است؟

۶-چرا پسرها باید ۲سال سربازی برن؟چرا کمتر نرن؟ اصلا چرا دخترها سربازی نمی رن؟(اونا که همیشه شعار برابری حقوق زن و مردشون گوش فلک رو کر کرده اینجا هم ثابت کنند مصداق این شعارو)

۷-چرا باید بخاطر کار پیدا کردن درس بخونیم؟

۸-چرا بعد از اینکه تحصیلات دانشگاهی (لیسانس)تموم میشه تازه میفهمی هیچی بارت نیست؟

۹-چرا توی مرغداری ها مرغ ها بدون خروس تخم میکنند؟

۱۰-چرا سیاست پدر و مادر نداره؟

۱۱-چرا به بندر عباس میگن «بندر عباس» چرا نمیگن بندر «امید»؟

۱۲-چرا تهران با طهران فرقی نداره اما قم با غُم فرق داره؟

۱۳-چرا سن تکلیف برای دخترها و پسرها فرق میکنه اما سن قانونی برای همه ۱۸سال تمام است؟

۱۴-چرا اهل سنت میگن پیامبر رو قبول دارند اما حرفای پیامبر رو قبول ندارند؟

۱۵-چرا باید پسر سهاک بر پسر ابوطالب برتری داشته باشه؟

۱۶-چرا اهل سنت طواف نساء نمی کنند؟

۱۷-چرا توی فرانسه نباید مساجد صدای اذانشون بلند بشه اما توی ایران کلیسها صدای ناقوسشون بلند میشه؟

۱۸-چرا همه درختان تو بهار و تابستون برگهای سبز دارند اما تو پاییز رنگهای متفاوت می گیرند؟

۱۹-چرا رنگ اتاق عمل سبزه؟مثلا چرا آبی نیست؟

۲۰-چرا بعضی ها برای اینکه فارسی را پاس بدارند به «ایمیل» میگن «پست الکترونیکی» در حالی که عبارت «پست الکترونیکی» نیز کلمه دخیل است؟

۲۱-چرا افغانیها به ایران مواد مخدر قاچاق میکنند اما ایرانیها به اونجا پیاز زعفران ؟

۲۲-چرا آدم وقتی می خواد احکام اسلامیشو (حتی از یک نفر) سوال کنه خجالت میکشه اما اگه توی جمعی که ترانه ای پخش میشه اگه از روی صدا خواننده رو نشناسه آبروش میره؟

۲۳-چرا سلام سلامتی میاره؟

۲۴-چرا برای سلامتی امام زمان(عج) اینقدر نذر و نیاز میکنند اما برای ظهورش کسی تلاش نمیکنه؟

۲۵-چرا به اهل سنت میگن سنی و به اهل تشیع میگن شیعه؟

۲۶-چرا اهل سنت در نماز برای احترام و خضوع دست به سینه هستند اما وقتی به سجده میرن مهر استفاده نمی کنند؟

۲۷-چرا به بیمارستان نمیگن درمانستان؟

۲۸-چرا به دانشگاه نمیگن دانشستان؟

۲۹-چرا اسم دریای کاسپین شده دریای خزر؟

۳۰-چرا فروش تریاک. شیشه .کراک و درکل مواد مخدر فروشی جرم است اما سیگار فروشی جرم نیست؟مگر سیگار غیر از اینهاست؟

۳۱-چرا توی اروپا از گسترش اسلام حراس دارند و توی ایران از فرهنگ غربی؟

و در آخر هم

۳۲-چرا شما فکر میکنید که این تاپیک همین طوری و بی هیچ قصدی تایپ شده است؟!!!

 

|+| نوشته شده توسط امید در شنبه 30 آبان1388  |
 زنان و گیاهان

گیاهان صدای زنان را بیشتر دوست دارند !؟

تاثیر صدای انسان بر روی سرعت گرفتن رشد گیاهان امری است که به واسطه مطالعات پیشین به اثبات رسیده است. اکنون مطالعات جدید نشان می‌دهد که تاثیرگذاری صدای زنان بر روی رشد گیاهان بسیار بیشتر از صدای مردان است.

 این یافته بر اساس آزمایشی یک ماهه ارائه شد. طی این آزمایش دانشمندان مشاهده کردند میزان رشد بوته گوجه فرنگی زمانی که در معرض صدای زنانه قرار می‌گیرند دو سانتیمتر بیشتر از زمانی است که در معرض صدای مردانه قرار می‌گیرند.

در این آزمایش بهترین صدایی که بر روی رشد گیاه بیشترین اثر را داشت صدای سارا داروین نواده گیاه شناس افسانه ای چارلز داروین بود. وی متنی را از کتاب منشا گونه ها برای گیاهی خواند و نتایج نشان داد این گیاه نسبت به گیاهی که در معرض صدای مردانه قرار داشته پنج سانتیمتر بیشتر و نسبت به صدای زنی دیگر 1.2 سانتیمتر بیشتر رشد داشته است.

کالین کورسبی مدیر موسسه RHS که انجام این مطالعات را به عهده داشته است اعلام کرد هنوز دلیل این تاثیر بیشتر تعیین نشده است. شاید بتوان این تاثیر را به گسترده بودن دامنه صوتی زنان و تن صدای آنها نسبت داد. شاید امواج صدای آنها پس از برخورد با سطح گیاه تاثیر متفاوتی از خود به جا می‌گذارند.

آزمایشهای این موسسه از ماه آپریل آغاز شده و طی آن قسمتهایی از آثار تاریخی مانند روز تریفیدها اثر جان ویندهام، رویای نیمه شب تابستان ویلیام شکسپیر و منشا گونه های چارلز داروین برای گیاهانی تعیین شده خوانده شد. افرادی با صداهای مختلف برای خواندن متن برای 10 بوته گوجه فرنگی انتخاب شده بودند و طی یک ماه به خواندن متون مختلف برای گیاه خود ادامه دادند.

گیاهان در این آزمایش امواج صدا را از طریق هدفونی که به گلدان آنها اتصال داشت، دریافت می‌کردند. در عین حال شرایط تمامی گیاهان یکسان بوده و به منظور اطمینان از مساوی بودن شرایط برای تمامی گیاهان، دو بوته ناظر مشابه در شرایط سکوت تحت نظر گرفته شدند.

نتایج نشان داد به صورت میانگین زنان به نسبت مردان شاهد رشد 2.5 سانتیمتری گیاه خود بودند. در عین حال برخی مردان شرکت کننده در آزمایش به اندازه ای تاثیر منفی بر روی گیاه گذاشته بودند که گیاه مورد آزمایش رشدی کمتر از گیاه ناظر و رشد داده شده در سکوت داشت.

صدای سارا داروین بیشترین تاثیر را بر روی رشد گیاه از خود نشان داد و وی در واکنش به تاثیر صدای خود بر روی رشد گیاهان از آن به عنوان افتخاری بزرگ یاد کرد.

|+| نوشته شده توسط امید در دوشنبه 11 آبان1388  |
 نظر سنجی آنلاین
با سلام خدمت شما بازدید کننده محترم.

لطفا در نظر سنجی پایین صفحه شرکت کنید، قول میدم بیشتر از ۵ ثانیه وقت ارزشمندتون رو نگیره.

|+| نوشته شده توسط امید در چهارشنبه 29 مهر1388  |
 راست یا دروغ؟مسئله این است

بازیگر

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می‌شد، وقتی می‌گفتند: چرا دیر می‌آیی؟

جواب می‌داد: یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم!

یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید...

مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می‌زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود!

یک روز از پچ پچ‌های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود...

مرد هر زمان نمی‌توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آنها می‌خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی‌کرد و عذر می‌خواست!

یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده‌اند...

مرد نشسته بود. دستی به موهای بلند و کم پشتش ‌کشید.

به فکر فرو رفت...

باید کاری می‌کرد. باید خودش را اصلاح می‌کرد!!!

ناگهان فکری به ذهنش رسید.

*

*

*

او می‌توانست بازیگر باشد...

از فردا صبح، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می‌شد، کلاس‌هایش را مرتب تشکیل می‌داد و همه سفارشات مشتریانش را قبول می‌کرد!

او هر روز دو ساعت سر کار چرت می‌زد!

وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می‌رفت، دست‌هایش را به هم می‌مالید و با اعتماد به نفس بالا می‌گفت: خوب بچه‌ها درس جلسه قبل را مرور می‌کنیم!!

سفارش‌های مشتریانش را قبول می‌کرد اما زمان تحویل بهانه‌های مختلفی می‌آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده‌ها بار به خواستگاری رفته بود...

حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد کلاسش منظم شده  و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده‌اند!!

اما او دیگر  با خودش «صادق » نیست.

او الان یک بازیگر است همانند خیلی از مردم!

لحظه به لحظه حقیقتی از بین میرود

|+| نوشته شده توسط امید در شنبه 25 مهر1388  |
 
 
بالا
شمارنده نظرسنجی